خدایا قربونت برم ممنون که این نعمت زیبای خوشگل رو بعد از دو سال و اندی دوباره دیدم.

دخترمم سال اولش بود که این برف زیبا رو دید و خیلیم ذوق کرد شدید. جاتون خالی دیشب بعد از شام با یکی از دوستای همسرمو خانومشو دختر نازش رفتیم یه برف بازی اساسی کردیم و از بس تو سر و کله ی هم زدیم مردیم و همینطورم به ماشینا خیلی خوب بود و تخلیه شدم و سبک و رها. بعدشم یخ زده و خیس اومدیم خونه از بس سرد بود پاهام هیچ رقمه گرم نمیشد تا اینکه غیر از لحاف یه پتو دیگه هم انداختم روم تا بهتر شدم  و صبح به سختی پا شدم دلم می خواست همش بخوابم ولی نمیشد فاطمه گرسنش بود و همین طور مامانش. خب دیگه من برم با این سرعت بلاگفا وای کفر آدم درمیاره.