تبليغاتX
تکرار لحظه ها

دارا و ندار

با کت و شلوار زرشکی و پیراهن مشکی٬ کروات زده و شق و رق سر قبر پدرش ایستاده بود. زدن عینک دودی هم به این خاطر بود که کسی چشم های بدون اشک او را نبیند. چند قدم آن طرف تر جوانی خودش را روی قبر پدرش انداخته بود و از ته دل زار زار گریه می کرد. هر دو یتیم شده بودند٬ یکی یتیم دارا و دیگری یتیم ندار.
!! نوشته شده توسط صفورا | 6:45 بعد از ظهر | شنبه 1388/11/17

اتم و آهن

در عصر اتم و آهن هنوز هم در غار دل تو زندگی می کنم.
!! نوشته شده توسط صفورا | 11:2 قبل از ظهر | سه شنبه 1388/11/06

نگاه

از بغل دستیم نگاهش را کپی می کنم چرا همه چشم ها به تو ختم میشود؟
!! نوشته شده توسط صفورا | 6:47 بعد از ظهر | دوشنبه 1388/10/28

درد

در زمان بچگی هر دردی که به سراغت می آمد٬ بهت می گفتند:" غصه نخور بزرگ می شی٬ یادت میره". ولی در زمان پیری فرصتی در آینده نیست و باید دردها را تحمل کنی تا مرگ آنها را از یادت ببرد.
!! نوشته شده توسط صفورا | 12:48 بعد از ظهر | چهارشنبه 1388/10/23

زندانی

زندانی ای که فردا روز اعدامش است آرزو دارد ای کاش فردایی وجود نداشت و زندانی ای که فردا روز آزادیش است آرزو می کند کاش امروز فردا بود.
!! نوشته شده توسط صفورا | 1:45 قبل از ظهر | پنجشنبه 1388/10/10

لبیک یا حسین

حسین بیشتر از آب ٬ تشنه ی لبیک بود اما افسوس به جای افکارش زخم های تنش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند..

پ.ن۱: شاید این جمله رو اکثرا شنیده باشن و براشون تکراری باشه  ولی دوباره این جمله ی تکراری رو نوشتم که همیشه غیر از محرمم یادمون باشه و به این مسأله آگاه باشیم.

پ.ن۲: تاسوعا و عاشورا نزدیکه دعا یادتون نره خیلی خیلی التماس دعا.

!! نوشته شده توسط صفورا | 7:37 بعد از ظهر | چهارشنبه 1388/10/02

پست آخر ماه و شب یلدای یه نفره

هر چند که از آیینه بی رنگ تر است

از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

بشکن دل بی نوای ما را ای عشق

این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است 

"سید حسن حسینی"

پ.ن۱: حیف که پیش هم نیستیم جای هردومون پیش هم خالی ٬ ولی طوری نیست دلامون که پیشه همه!.

پ.ن۲: شب یلداتون مبارک و عمرتون صد شب یلدا.

!! نوشته شده توسط صفورا | 10:16 بعد از ظهر | دوشنبه 1388/09/30

RSS